تبلیغات
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا ساز
گروه حقوقی وآموزشی نسیم عدل - طلاق

تعریف واژه طلاق :

ریشه لغوی طلاق به معنای  جدا و رها شدن است . در قرآن كریم سوره ایبه نام طلاق است و دستور هایی كه خداوند در خصوص طلاق و شرایط آن داده به صورت كلی بیان شده است .با طلاق زن از قید زوجیت مرد رها و جدا می شود .

ماده 1120 قانون مدنی ایران می گوید ، عقد نكاح در 3 حالت ممكن است  منحل شود ، فسخ و طلاق و بذل مدت .

((طلاق مخصوص عقد دائم است و بذل مدت هم مخصوص عقد موقت است )).


http://z-hasanzadeh.blogfa.com/post-5.aspxمنبع برگرفته شده

در قانون مدنی یك  فصل با نام طلاق مشخص شده كه از ماده 1133 آغاز می شود در این ماده تاكید شده كه مرد می تواند با شرایط مقرر در این قانون مراجعه به دادگاه ، تقاضای طلاق همسرش را مطرح كند . در قانون این اختیار به مرد داده شده كه با پرداخت حق وحقوق همسرش از جمله مهریه ، نفقه گذشته ، نفقه ایام عده ، اجرت المثل و تانیمی از اموالی كه در زمان زندگی مشترك با همسرش به دست آورده ، او را طلاق دهد اما این حق برای زن وجود نداردكه بی مقدمه وبدون توجه به جهات شرعی و قانونی تقاضای طلاق كند . این مساله مهم ترین تفاوتی است كه میان زن ومرد در قانون وجود دارد.

از مهرماه سال 1358 وپس از تصویب قانون دادگاه مدنی خاص هر مردی برای طلاق دادن همسرش باید به دادگاه مراجعه كند و كسی نمی تواند برای دادن طلاق به محضر برود .

با وجود حقی كه قانون برای طلاق در اختیار مردان قرار داده ، حتی در مواردی كه مرد مایل به طلاق همسرش باشد نیز موظف است مسیری مشخص را طی كند .

در خصوص پروندهای طلاق به درخواست زوجه و نیز پروندهای طلاق توافقی نیز این مسیر طی می شود .

اولین گام در خصوص پروندهای طلاق ، مشخص كردن نوع طلاق در دادخواستی است كه به دادگاه ارائه می شود.

طبق ماده ی 1143 قانون مدنی طلاق بر دو قسم است . بائن و رجعی .

در طلاق بائن برای شوهر حق رجوع وجود ندارد یعنی شوهر نمی تواند پس از آنكه همسرش را طلاق داد و احیانا از این موضوع پشیمان شد به همسرش دوباره رجوع كند .

طبق بند 1148 قانون مدنی در طلاق رجعی برای شوهر در مدت عده حق رجوع است .

در طلاق رجعی ، در مدت عده برای شوهر حق رجوع دارد و می تواند با رجوع به همسر ، رابطه ی زوجیت خود را با زوجه ادامه دهد .

زنی كه با طلاق رجعی مطلقه می شود تا وقتی عده ی او سپری نشده رابطه و پیوند زناشویی میان او و همسرش منقطع نمی شود و به اصطلاح فقهی مطلقه ی رجعیه همسر مرد است و به همین دلیل استحقاق نفقه دارد و از شوهرش ارث می برد و هنگام خروج از منزل باید از شوهرش اجازه بگیرد باید در منزلی زندگی كند كه همسرش برای او در نظر گرفته است  .

تفاوت طلاق بائن و رجعی در همین موارد است ، زنی كه با طلاق بائن مطلقه می شود از همان لحظه وقوع طلاق رابطه ی میان او و شوهرش از بین میرود و دیگر استحقاق نفقه ندارد مگر در صورت حمل  ،استفاده از نام خانوادگی شوهر منوط به اجازه شوهر می باشد ،اقامتگاه زن دیگر تابع شوهر نیست ، ارثی از شوهرش نمی برد و لازم نیست در كارهای روزمره از همسرش اجازه بگیرد .

طلاق بائن نیز مطابق قانون در این موارد اتفاق می افتد :

v      طلاقی كه قبل از نزدیكی واقع شود ،

v      طلاق یائسه ،

v      طلاق خلع و مبارات مادام كه زن رجوع به عوض نكرده باشد،

v      سومین طلاق كه بعد از3وصلت متوالی به عمل آید اعم ازاین كه وصلت درنتیجه رجوع باشد یا در نتیجه نكاح جدید .

طلاق هایی كه توسط دادگاه انجام می پذیرد چه حكمی دارد؟ یا طلاق به موجب حكم دادگاه یا طلاق به موجب شرط ضمن عقد (وكالت در طلاق )رجعی است یا بائن ؟

طلاق به حكم دادگاه طلاقی است كه به در خواست زن و به موجب حكم دادگاه واقع شود اعم از این كه دخود شوهر بر اساس حكم و الزام دادگاه زن را طلاق داده باشد یا طلاق توسط حاكم یا نماینده او واقع شود به گفته اكثر حقوقدانها این نوع طلاق بائن است .

وقتی دو طرف از هم متنفر باشند :

مطالعه ی قانون مدنی نشان می دهد شكل دیگر طلاق هم طلاق مبارات است كه طبق ماده ی 1147 قانون مدنی نوعی از طلاق است كه كراهت از طرفین باشد . معنی اش این است كه هر دو طرف چشم دیدن همدیگر را ندارند و از هم متنفر هستند در چنین شرایطی زن میزان مالی كه برای طلاق می بخشد نباید بیش از میزان مهر باشد . اما در طلاق خلع می تواند معادل مهر یا بیش از آن را برای گرفتن طلاق به همسرش ببخشد .

فدیه یا عِوض چیست ؟

مالی كه زن به شوهر می دهد تا طلاق بگیرد را در عالم حقوق فدیه یا عِوض می گویند .

در هر صورت پس از تعیین نوع طلاق در دادخواست و ارائه آن به دادگاه تشكیل می شود .دادگاه پس از شنیدن اظهارات دو طرف در خصوص دلایل برای طلاق چه به در خواست زن باشد چه به در خواست مرد ، پرونده را به داوری ارجاع می دهند .

شكل كار هم به همین صورت است كه در همان جلسه دادگاه ،به طرفین ابلاغ می شود كه باید ظرف مدت 20 روز داوران خود را به دادگاه معرفی كنند . داوران از میان اقوام همسران یا افرادی كه به زندگی آنها آشنایی دارند ، انتخاب می شوند . متاهل بودن و سن وسال بالا هم جزو مواردی است كه معمولا باید رعایت شود .

پس از ابلاغ داوری به طرفین، آنها فرصت دارند ظرف مدت 20 روز داور خود را معرفی كنند و اگر چنین نشد ،یكی از طرفین میتواند یكی از بستگان و اقوام طرف مقابل را به عنوان داور معرفی كند . اگر هم همسران داوران خود را به دادگاه معرفی كردند ، آنها باید با حظور در دادگاه به همراه شناسنامه ، ضمن پذیرش داوری و امضای یك برگه ، با داور طرف مقابلبگیرد و طی جلسه ای نسبت به بررسی مفاد پرونده و تلاش برای صلح و سازش اقدام كنند .

پس از مذاكره با طرف مقابل نیز داور باید نظر خود را ارئه كند كه البته این كار می تواند از سوی  خواهان  یا خوانده هم  صورت گیرد و دیگر نیازی به حضور خود داور در دادگاه نیست .

ماهیت داوری :

دادگاه به این دلیل پرونده را به داوری ارجاع می دهد مه علاوه بر تلاش دادگاه ،تلاش مضاعفی برای صلح و سازش میان همسران صورت گیرد و گرنه دادگاه تكلیفی در این خصوص ندارد و فقط به منظور اصل 10 قانون اساسی و درراستای حمایت از بقای خانواده این كار صورت می گیرد .

در اصل 10 قانون اساسی تاكید شده : ((از آنجا كه خانواده واحد بنیادی جامعه ی اسلامی است همه ی قوانین و مقررات و برنامه ریزی های مربوط باید برای آسان كردن تشكیل خانواده و پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پایه ی حقوق و اخلاق اسلامی باشد)).

در نهایت نیز داوران نمی توانند به دادگاه بگویند با طلاق موافقت كند یا خیر . و در اصطلاح نظر داور لازم الاتباع نیست و قاضی و اظهارات طرفین را ملاك قرار می دهد و با نظر داور كاری ندارد . اگر داوران با طلاق مخالف باشند این مساله هم در نظر دادگاه نظری ندارد ودراین خصوص تشخیص با دادگاه است، البته اگر داور اطلاعات و حرف های اشتباهی بزند و به عمد گزارش خلاف واقع ارائه كند ،این موضوع قابل تعقیب كیفری در دادسراست و شاكی می تواند این موضوع را پیگیری كند .مثلا اگر زوجه می گوید من نیمی از مهریه را بذل می كنم ، اما داور زوجه  به دروغ بنویسد او برای طلاق همه مهریه را بذل كرده ، این موضوع خلاف قانون است .

در بیشتر موارد داوران بدونه مذاكره و گفتگو با یكدیگراقدام به اظهار نظر می كنند ودر بیشتر موارد ، طرفین  پرونده با نوشتن متنی دلخواه و رساندن آن به امضای داور آن را در پرونده قرار می دهند و شاید دلیل این است كه قضات به نظر داوران چندان توجه حقوقی نمی كنند .

مددكاری

قانون دوست ندارد عقدازدواج به عنوان ایجاد كننده ی نهاد خانواده در جامعه به سادگیاز میان برود و دچار فروپاشی شود . البته عقد نكاح  عقدی است كه با اراده دو طرف منعقد شده وزن اختیار  ندارد یك طرفه آن رااز بین ببرد .بنابر این در پرونده طلاق تا آنجا كه مقدور باشد برای سازش تلاش می كنند . هر چند اگر قاضی حس كند زن در سختی است و این اختلاف ها غیر قابل تحمل است ،حكم به طلاق می دهد .به همین دلیل علاوه بر مرحله ی داوری مرحله ی مددكاری نیز پیشبینی شده تا زوجین را به سازش دعوت كنند و باعث صلح و آشتی طرفین پرونده شوند .

علت ارجاع پروندها به واحد مددكاری

مددكاری بخشی از دادگاه است كه به عنوان بازوی دادگاه و قضات وارد عمل می شود تا درخصوص پروندهایی كه نیاز به تحقیق و برسی بیشتر دارد تحقیقاتی انجام دهد گاه همسران در دادگاه ادعاهایی مطرح می كنند كه نیاز به اثبات دارد در این مورد پرونده به واحد مددكاری ارجاع می شود و در این واحد فردی كه مددكار نام دارد ضمن دعوت از طرفین تقاضا می كند شهود خود را به دادگاه بیاورند .

مددكار از آنها تحقیق میكند و بر مبنی نامه ای كه از قاضی پرونده دریافت كرده نسبت به این موضوع اظهار نظر و گزارش خود را به دادگاه ارئه می كند .

راه حل دیگری كه به تازگی برخی دادگاه ها در پروندهای طلاق تجویز می كنند معرفی همسران به روانشناس و مشاور خانواده است . این افراد پس از معرفی دادگاه زوجهای جوان را در همان محل پذیرفته و در جلساتی با آنان گفت و گو میكنند این جلسات در نهایت تا 5 مرحله قابلیت تشكیل دارد و در هر یك از موارد روانشناس میتواند نظر خود را در مورد امكان ادامه یا عدم ادامه ی زندگی مشترك بیان كند و این موضوع را در قالب نامه ای برای قاضی پرونده توضیح دهد .

دادگاه بعد از طی مراحل فوق در صورت موافقت با طلاق  گواهی عدم امكان سازش صادر می كند . با صدور این گواهی زوجین می توانند با مراجعه به محضر برای جاری كردن صیغه طلاق اقدام نمایند ، مدت اعتبار این حكم 3 ماه است وبعد از این 3 ماه وعدم اقدام طرفین برای طلاق این گواهی از اعتبار ساقط می گردد و برای گرفتن طلاق باید دو باره در خواست داد وتمام مراحل را از نوع سپری كرد .

طبق ماده 1134 قانون مدنی طلاق بایدبه صیغه طلاق ودر حضور لااقل دو نفر مرد عادل كه طلاق را بشنوند واقع گردد.

غیبت در دادگاه

حضور نیافتن خوانده طلاق در دادگاه نقشی در تصمیم گیری در خصوص پرونده های طلاق ندارد . عبارت حقوقی موضوع اینگونه است : ( آمدن یا نیامدن خوانده ی دعوا تاثیری در روند رسیدگی ندارد و به همین دلیل اگر فردی كه همسرش از او طلاق خواسته به دادگاه نیاید و اقدام به معرفی وكیل یا ارائه لایحه دفاعیه هم نكند ، دادگاه با برسی اسناد و مدارك موجود در پرونده نظر خود را اعلام میكند . البته این رای غیابیست و مانند تمامی آرای غیابی در مرحله ی بدوی ، تجدید نظر و فرجام خواهی قابلیت واخواهی دارد ، اما بهتر است خوانده در دادگاه حاضر باشد ) .

گاهی برخی زنان برای اینكه از همسر خود طلاق بگیرند و همسر خود را از دفاع محروم كنند نشانی جایی را به غلط اعلام می كنند و به دادگاه می گویند كه همسرشان مجهول المكان است . در گذشته چنین دادخواست هایی با این شیوه سبب می شد در پرونده ای حكم طلاق صادر شود ولی پس از مدتی مرد به دادگاه مراجعه و اعلام میكرد مجهول المكان نبوده و حتی در حال زندگی با همسرش بوده است . به همین دلیل در خصوص پروندهایی كه مرد در آن مجهول المكان معرفی می شود دادگاه سختگیری بیشتری می كند و زن باید علاوه بر شیوه هایی مانند نشر آگهی ، شهودی را به دادگاه معرفی كند تا ثابت شود مرد مجهول المكان است .

طلاق از نوع عسر و حرج

مهمترین شیوه ای كه زنان با توسل به آن میتوانند از همسر خود طلاق بگیرند اثبات عسر و حرج است . چنین موضوعی نشان می دهد با اینكه قانون در طلاق حق را به مرد داده ، اما در برابر ظلم و ستمی هم كه به زنان می شود ساكت ننشسته و اجازه نمیدهد زن در هر شرایطی تن به ادامه ی زندگی مشترك بدهد .

در طلاق عسر و حرجی حتی زن لازم نیست مهریه ی خود را ببخشد و گاه می تواند تنها 1000تومان از كل مهریه ی خود را بذل كند تا نوع طلاق خلع با شد . علت هم این است كه زن در صورت كراهت از شوهرش میتواندطلاق خلع بگیرد و بذل مال به شوهر بخشی از طلاق خلع است تا به این طریق دیگر مرد امكان رجوع نداشته باشد .

طبق ماده ی 1146 قانون مدنی طلاق خلع آن است كه زن به واسطه ی كراهتی كه از شوهر خود دارد در مقابل مالی كه به شوهرش می دهد طلاق بگیرد اعم از اینكه مال مزبور عین مهر یا معادل آن یا بیشتر یا كمتر از مهر باشد .

سوال : آیا صرف كراهت از همسر می تواند دلیلی برای طلاق باشد ؟ آیا چنین مسئله ای باعث نمی شود برخی زنان با تعیین مهریه های سنگین مدتی پس از زندگی با بخشش قسمتی از مهریه اقدام به طلاق كنند و از این راه به سود خوبی برسند ؟

پاسخ : كراهت یعنی نفرت داشتن . زن ممكن است به جهاتی از شوهر كراهت داشته باشد و مثلا از قیافه ی او خوشش نیاید ، ممكن است شوهر سیگاری باشد و او از این مسئله خوشش نیاید ، ممكن است شوهر بد دهن باشد یا دهانش بوی بد دهد اما این مسئله دلیل نمی شود زن در عسر و حرج باشد بلكه عسر و حرج در شرایطی روی میدهد كه واقعا زندگی برای زن غیر قابل تحمل باشد و در این خصوص مقصر هم مرد باشد . و زن  هم به واسطه ی وجود این شرایط و غیر قابل تحمل بودن زندگی قادر به ادامه ی زندگی نباشد .

قطعا وقتی عسر و حرج باشد ، نفرت و كراهت هم ایجاد می شود در چنین شرایطی ممكن است زن با بذل یك سكه از مهریه اش و اثبات عسر و حرج خود در دادگاه موفق به گرفتن طلاق در دادگاه شود ، اما هر كراهتی دلیل عسر و حرج نیست .

در پروندهایی كه زن قصد اثبات عسر و حرج خود را دارد مسیری بسیار سخت را طی می كند البته دادگاه به دلایل زن رسیدگی می كند و اگر احراز و حس كرد كه او در عسر و حرج است ، ضمن صدور گواهی عدم سازش نسبت به جاری كردن صیغه ی طلاق و ثبت آن در شناسنامه آنها را به محضر معرفی می كند .

همانطور كه قبلا اشاره شد صدور حكم طلاق در هر شرایطی به عهده ی دادگاههای عمومی است و از زمان تصویب دادگاه مدنی خاص از اول مهر 1358 رسیدگی به مسایل خانواده در دستور كار آنها قرار گرفته است .

پس از رسیدگی به پرونده در دادگاه بدوی و صدور رای ، رای طلاق قابلیت تجدید نظر خواهی را دارد . اما نكته ی مهم این است كه مرحله ی دیگری از رسیدگی به پروندها ی طلاق است كه با نام فرجام خواهی نام برده میشود .

قانون برای این مسئله حساسیت خاصی قائل است و به همین دلیل حكم طلاق سه مرحله ای است و پس از تجدید نظر خواهی قابل فرجام خواهی در دیوان عالی كشور نیز هست .

شكل ماجرا نیز اینگونه است كه پس از اینكه رای دادگاه بدوی در دادگاه تجدید نظر ، تایید یا رد می شود ، هریك از طرفین كه به این رای معترض باشند ، می توانند در مهلت قانونی معین تقاضای فرجام خواهی كنند . با فرجام خواهی پرونده به دیوان عالی كشور ارسال می شود و دیوان در صورت نقض در پرونده این رونده را به شعبه ی هم عرض در دادگاه تجدید نظر ارسال می كند .

در صورتی كه رای نقض نداشته باشد ، رای دادگاه تجدید نظر تایید می شود . در مجموع دیوان عالی كشور مستقلا اقدام به صدور رای نمی كند ولی گاهی ممكن است پرونده میان دیوان و دادگاه تجدید نظر 2 بار رد و بدل شود و همین موضوع زمانی طولانی را به خود اختصاص می دهد . امیدواری دادگاه هم به این است كه در این مسیر طولانی ، اختلاف ها میان همسران از میان برود و آنها به سر زندگی خود بازگردند .

بد نیست بدانید در میان پروندهای قضایی ، تنها پروندهایی مانند قتل ، آدم ربایی و چند مورد محدود ، قابلیت طرح در دیوان عالی كشور و رسیدگی 3 مرحله ای را دارند و قراردادن پروندهای طلاق در این تقسیم بندی ، نشان دهنده ی اهمیتی است كه قانون برای حفظ زندگی مشترك و خانواده قائل است .


برگرفته از گفتگو ی  مرتضی بیات قاضی شعبه 273 دادگاه خانواده با روز نامه جام جم و قانون مدنی و حقوق خانواده دكتر صفایی و دكتر امامی بابیان استاد مهدی محسنی

گرد آوری زهرا حسن زاده



تاریخ : دوشنبه 1392/07/1 | 00:48 | نویسنده : حسن مهراجی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.